تدریس و سوالات کنکوری درس اقتصاد خرد
اقتصاد خرد تعريف علم اقتصاد : از علم اقتصاد تعاريف زيادي عنوان شده است اما ساده ترين و جامع ترين تعريف از علم اقتصاد عبارتست از علم تخصيص بهينه منابع كمياب است . كميابي مهمترين موضوع علم اقتصاد است . كميابي به اين مفهوم است كه امكانات محدود است ولي خواسته هاي بشري نامحدود مي باشند. به عنوان مثال درآمد محدود است ولي كالاها و خدمات زيادي را مي خواهيم خريداري كنيم و يا بودجه كشور محدود است ولي نيازها و خواسته هاي زيادي است كه در جامعه وجود دارد . اصولا منابع را در اقتصاد به منابع اقتصادي و غير اقتصادي تقسيم بندي مي كنند . منابع اقتصادي : به منابعي اطلاق مي شود كه كمياب باشند . نشانه كميابي قيمت است . هر كالا يا منبعي قيمت داشت به معني اين است كه آن كالا يا آن منبع كمياب است . منابع غير اقتصادي : اين منابع كه در علم اقتصاد مورد بحث قرار نمي گيرند منابعي هستند كه كه فراوان مي باشند . نشانه فراواني آنها رايگان بودن آن است . بعنوان مثال نور و هوا هرچند براي ادامه حيات زندگي انسان و توليد كالاها بسيار مهم هستند ولي بدليل فراوان بودن آنها در علم اقتصاد مورد بحث قرار نمي گيرند . ( نور و هوا از مباحث علم فيزيك هستند ) پس هر چه كمياب باشد مورد بررسيهاي اقتصادي قرار مي گيرد . هر كالا يا منبعي كه كمياب باشد بايد آن را به نحو صحيح تخصيص داد به عبارت ديگر تخصيص از كميابي نشات مي گيرد يعني اگر كالا يا خدمتي فراوان باشد ضرورتي به تخصيص آن نيست ، مثلا بودجه كور و يابودجه فرد يا وقت يك فرد محدود است بنابراين بايد فكر كرد كه چگونه بودجه يا وقت را به نحو صحيح تخصيص دهيم . هر گاه بخواهيم منبع يا كالايي را تخصيص دهيم در مبحث علم اقتصاد اين طور عنوان مي شود كه تخصيص بايد بهينه باشد منظور از تخصيص بهينه در علم اقتصاد تخصيصي است كه ما را به هدف يا اهدافمان نزديكتر مي كند يا در تحقق اهداف ما نقش و تاثير بيشتري داشته باشد . بنابر اين بهينه بودن تخصيص به اهداف هر فرد بستگي دارد . تمام هدف علم اقتصاد همانند بقيه علوم اين است كه افراد در جهت استفاده بهينه از امكانات خود چگونه بهره برداري نمايند بر خلاف تصور عام تمام هدف علم اقتصاد سود آوري نيست بلكه هر فرد يا جامعه يا بنگاه كه اهداف خود را تعيين مي نمايد براي بهتر رسيدن به اهداف خود از علم اقتصاد كمك مي گيرد . پس محور مركزي بحث هاي مباحث اقتصادي كارائي است . كارائي : مفهوم آن حداكثر ستاده از داده معين يا حداقل داده براي توليد محصول معين است . پس در علم اقتصاد مي خواهيم از منابع كمياب حداكثر استفاده را ببريم . تقسيم بندي علم اقتصاد : علم اقتصاد را اقتصاد خرد micro economic و اقتصاد كلان macro economic تقسيم بندي مي كنند . اقتصاد خرد : بررسي رفتار اقتصادي افراد ، جامعه و بنگاههاي توليدي را مورد بحث قرار مي دهد . اقتصاد كلان : به بررسي فعاليت هاي اقتصادي در سطح كشور مي پردازد . اقتصاد خرد در پي پاسخگوئي به دو سوال زير است : 1. يك فرد چگونه امكانات محدود خود را مانند بودجه و زمان بين كالاها و خدمات مختلف تخصيص مي دهد تا به اهداف خود كه فرض مي شود حداكثر مطلوبيت ( رضايتمندي ) مي باشد دسترسي پيدا كند . 2. يك بنگاه يا سازمان چگونه امكانات محدود خود را ( مانند پول كه براي توليد هزينه مي نمايد ) را صرف استخدام عوامل توليد نمايد تا به هدف خود كه فرض مي شود حداكثر توليد يا سود است دسترسي پيدا نمايد . تقاضا ، عرضه ، تعادل : تعريف تقاضا : تقاضا مقدار كالا يا خدمتي است كه با توجه به قيمت و ساير عوامل در هر دوره خريداري شود . با توجه داشت كه تقاضا با نياز متفاوت است . ما به كالاها و خدمات زيادي نياز داريم ولي ممكن است تقاضا نكنيم . بعضي از نيازها با توجه به قيمت ، درآمد و .... تبديل به تقاضا مي شوند . عوامل موثر بر تقاضا : ( انتظارات ، درآمد ، قيمت ساير كالاها ، قيمت كالايي كه مي خريم و ... ) مجموعه اي است از مقدار تقاضا از هركالا توسط هر فرد كه بستگي به قيمت كالا ، درآمد ، قيمت ساير كالاها ، تبليغات و بسياري از عوامل ديگر دارد كه مي توان آن را بصورت زير نوشت : E ) ، A ، I ، Py ، f (Px=QxD PX : Price قيمت كالاي x Py : price قيمت ساير كالاها I : درآمد A: تبليغات E : انتظارات در اين تابع همه موارد را بجز قيمت كالا ثابت فرض مي كنيم : ) f (Px=QxD تابع تقاضا : اگر در اين رابطه بقيه عوامل موثر بر قاضا را بجز قيمت كالا ثابت فرض كنيم پس تابع تقاضا تابعي است كه رابطه قيمت كالا و مقدار تقاضاي كالا را با فرض ثابت بودن بقيه عوامل نشان ميدهد تابع فوق را مي توان بصورت جدول ، نمودار و معادله نشان دادكه به جدول تقاضا ،منحني تقاضا و معادله تقاضا معروف است . مثال : فرض مي كنيم كه تابع تقاضاي فردي از كالاي X عبارتست از : QxD = 8-2PX در حالي كه ساير متغيرها ثابت باشند مطلوبست جدول و منحي تقاضا : Qx Px 8 0 6 1 4 2 2 3 0 4 QxD = 8-2PX P = 0 QxD = 8-0 Qx = 8 P = 1 QxD = 8-2 Qx = 6 PX با QX عكس هم عمل مي كنند . Px 4 3 2 1 8 7 6 5 4 3 2 1 Qx قانون منفي بودن يا نزولي بودن شيب تقاضا : در جدول تقاضا مي بينيم كه قيمت هاي پايين ترX فرد تقاضا كننده متقاضي مقدار بيشتري از كالاي X مي باشد و هر چه قيمت افزايش يابد تقاضاي فرد براي مقدار كالا كاهش مي يابد . ارتباط معكوس بين قيمت و تقاضا در شيب منفي تقاضا منعكس شده با درنظر گرفتن استثناء براي موارد بسيار نادر منحني تقاضا هميشه داراي شيب از چپ به راست و از بالا به طرف پايين است كه نشان دهنده اين است كه با پايين آمدن قيمت كالا مقداربيشتري از آن خريداري ميشود. اين ويژگي معمولا به عنوان قانون نزولي بودن ( منفي بودن ) شيب تقاضا خوانده مي شود . تغيير تقاضا : ( جابجائي منحني تقاي فرد ) هنگامي كه هر يك از شرايطي كه قبلا ثابت فرض شده بود تغيير كند كل منحني تقاضا جابجا مي شود . اين مطلب به معني تغيير در تقاضا است . معمولا تغيير در تقاضا به دو دسته تقسيم مي شوند : 1. تغيير در مقدار تقاضا كه به علت تغيير در قيمت كالا بوجود مي آيد و با حركت بر روي منحني تقاضا نشان داده مي شود . مثلا اگر در مثال قبل قيمت از 4 به 3 كاهش پيدا كند مقدار تقاضا از صفر به دو افزايش مي يابد يعني اينكه خود منحني جابجا نمي شود بلكه تغيير بر روي منحني صورت مي گيرد . 2. تغيير در تقاضا : اين تغيير به علت تغيير در عوامل موثر در تقاضا بجز عامل قيمت صورت مي گيرد كه باعث جابجائي منحني تقاضا مي گردد كه به اين جابجائي تغيير در تقاضا نيز گفته مي شود . > 0 QX 2-1-اثر تغيير در درآمد در منحني تقاضا : هنگامي كه درآمد پولي يك فرد افزايش مي يابد ( ساير عوامل ثابت ) معمولا تقاضاي فرد براي يك كالا افزايش مي يابد .يعني فرد با همان قيمت مقدار بيشتري از كالا را در واحد زمان خريداري خواهد كرد بنابر اين اگر درآمد فرد افزايش يابد منحني تقاضاي فرد براي آن كالا به سمت باا انتقال خواهد يافت و يا به عبارت ديگر اگر تغييرات درآمد و مصرف هم جهت باشند يعني : dI باشد اين كالا يك كالاي عادي خواهد بود . dIحال اگر تغييرات درآمد و مصرف بر خلاف يكديگر باشند يعني اگر درآمد افزايش يابد و مصرف كالا كاهش يابد يعني : QX 0 باشد به اين كالا كالاي پست مي گويند . درآمد هدف منحني درآمد مصرف ( Angel ) براي كالاي پست QxD درآمد هدف منحني درآمد مصرف ( Angel ) براي كالاي عادي 0 = ِDiو اگر تغييرات درآمد با هدف ارتباطي نداشته باشد يعني باشد كالا را كالاي مستقل از درآمد مي گويند. منحني درآمد مصرف ( Angel ) براي كالاي مستقل بنابراين منحني كه رابطه مصرف و درآمد را با فرض ثابت بودن ساير عوامل نشان مي دهد منحني انگل (Angel) مي گويند . با توجه به موارد بالا مي توان اثر تغيير درآمد بر انتقال منحني تقاضا را به صورت زير بيان كرد . اگر درآمد افزايش يابد : 1. اگر كالا عادي باشد منحني به سمت راست انتقال مي يابد . 2.اگر كالا پست باشد منحني به سمت چپ انتقال مي يابد . 3.اگر كالا مستقل باشد منحني تغيير نمي كند . اگر درآمد كاهش يابد : 1.اگر كالا عادي باشد منحني به سمت چپ انتقال مي يابد . 2. اگر كالا پست باشد منحني به سمت راست انتقال مي يابد . 3.اگر كالا مستقل باشد منحني تغيير نمي كند . مسئله : اگر 1000 فرد مشابه (از نظر مصرف يك كالا ) در بازار وجود داشته باشد كه تقاضاي هر كدام از آنها از كالاي x بصورت8-PX= QxD باشد با فرض ثابت بودن ساير عوامل جدول و منحني تقاضاي بازار كالاي X را بدست آوريد Qx Px 8000 0 7000 1 6000 2 5000 3 4000 4 3000 5 2000 6 1000 7 0 8 QxD = 1000 × ( 8 – Px ) , QXD=80000-1000PX مثال : تابع QXD=12-2PX مفروض است مطلوبست : ( PX بر حسب واحد پول شده است ) 1. جدول تقاضاي فرد 2. منحني تقاضاي فرد 3. حداكثر مقداري كه اين فرد در هرلحظه از زمان براي كالاي X تقاضا خواهد كرد را استخراج نمايند . Qx Px 12 0 10 1 8 2 6 3 4 4 2 5 0 6 تست ها : 1. در صورتي دو كالا را جانشين يكديگر گويند كه : · الف . با افزايش درآمد مصرف كننده تقاضا براي هر دو كالا افزايش يابد . · ب . با افزايش قيمت يك كالا تقاضا براي كالاي ديگر كاهش يابد . · ج . با افزايش قيمت هر دو كالا تقاضاي آنها به يك اندازه تغيير يابد . · د . كاهش قيمت يك كالا تقاضا براي كالاي ديگر كاهش يابد . 2. كدام متغير در منحني تقاضاييك كالا اثر نمي گذارد . · الف . سليقه هاي مصرف كنندگان · ب. سطح درآمد مصرف كنندگان · ج . ميزان عرضه · د . ميزان جمعيت 3. اگر ساير شرايط را ثابت فرض كنيم در كداميك از موارد زير منحني تقاضا براي اتومبيل پژو به طرف راست ( به سمت بالا ) منتقل خواهد شد . · الف . كاهش قيمت پژو · ب. پيشرفت و بهبود تكنولوژي ساخت اتومبيل پژو · ج. افزايش قيمت بنزين · د. افزايش قيمت اتومبيل هاي وارداتي 4. منحني انگل براي يك كالاي پست : · الف .داراي شيب منفي است · ب . داراي شيب مثبت است · ج . عمودي است · د. افقي است 5. منحني تقاضا براي يك كالاي عادي به سمت راست تغيير مكان مي يابد اگر : · الف . درآمد مصرف كننده كاهش يابد . · ب. درآمد مصرف كننده افزايش يابد . · ج. قيمت كالا كاهش يابد . · د. ماليات بر هر واحد افزايش يابد . 6. اگر قيمت كالاي الف تغيير كند اما تقاضا براي كالاي ب تغيير نكند دو كالا : · الف . مكمل يكديگرند . · ب. مستقل از يكديگرند . · ج. جانشين يكديگرند . · د. پست هستند . 7. منحني انگل رابطه : · الف . درآمد و مقدار تقاضا را نشان مي دهد · ب. درآمد تعداد عرضه را نشان مي دهد . · ج . قيمت و مقدار عرضه را نشان مي دهد . · د. درآمد و مقدار تقاضا را با فرض ثابت بودن بقيه عوامل نشان مي دهد . 8. موضوع اصلي علم اقتصاد عبارتست از : · الف . كميابي منابع اقتصادي · ب. حفظ دموكراسي · ج. تامين صلح جهاني · د. جلوگيري از رشد تورم 9. تبليغات براي يك كالا باعث مي شود كه : · الف . منحني تقاضاي مصرف كنندگان به سمت بالا حركت كند. · ب. منحني تقاضاي مصرف كنندگان به سمت پايين منتقل شود . · ج. منحني تقاضاي مصرف كنندگان به سمت راست منتقل شود . · د. منحني تقاضاي مصرف كنندگان به سمت چپ تغيير مكان پيدا كند . پاسخ تست ها : 1. د 2. ج 3. د 4. الف 5. د 6. ب 7. د 8. الف ادامه درس : 2-2- اثر تغيير در قيمت ساير كالاها در منحني تقاضا : تغيير در سليقه فرد در مورد يك كالا موجب جابجايي منحني تقاضاي او براي كالا مي شود . براي مثال : تمايل بيشتر به مصرف بستني باعث جابجائي منحني تقاضاي فرد براي بستني را به سمت راست و بالا در پي خواهد داشت و برعكس در صورت كاهش تمايل شخص به بستني منحني تقاضاي فرد به سمت پايين انتقال مي يابد . حال اگر قيمت كالاي جانشين افزايش يابد منحني تقاضاي فرد براي يك كالا به سمت بالا منتقل مي شود و اگر قيمت كالاي مكمل ( كالائي كه همراه با كالاي مورد نظر مصرف مي شود ) افزايش يابد منحني تقاضاي آن كالا به سمت پايين انتقال مي يابد . 0 > dQXDبه عنوان مثال : منحني تقاضا براي چاي وقتي كه قهوه ( كالاي جانشين ) افزايش يابد به سمت بالا و زماني كه قيمت ليمو (كالاي مكمل چاي ) افزايش يابد منحني تقاضا به سمت پايين منتقل مي شود و يا به عبارت ديگر اگر تغييرات PY و QX هم جهت باشند يعني dPY dQXDمثل گوشت و مرغ و گوسفند اينها كالاي جانشين هستند و اگر تعييرات QXDو تغييرات pYخلاف جهت يكديگر باشند دو كالاي مكمل هستند ( مانند بنزين و اتومبيل ) dPyو اگر تغييرات QXD و تغييرات PY اثري بر يكديگر نداشته باشند دو كالاي مستقل از يكديگر هستند . =0 پس : اگر قيمت كالاي مكمل افزايش يابد منحني تقاضا به سمت چپ انتقال مي يابد . اگر قيمت كالاي مكمل كاهش يابد منحني تقاضا به سمت راست انتقال مي يابد . اگر قيمت كالاي جانشين افزايش يابد منحني تقاضا به سمت راست انتقال مي يابد . اگر قيمت كالاي جانشين كاهش يابد منحني تقاضا به سمت چپ انتقال مي يابد . اگر قيمت كالاي مستقل تغيير كند بر منحني تقاضا تاثيري نخواهد گذاشت . مسئله : تابع تقاضاي فردي برابر است 8/PX =QXD مي باشد مطلوبست جدول تقاضا و منحني تقاضا ؟ Qx Px 8 1 4 2 2 4 1 8 عرضه : مقدار كالا يا خدمتي است كه به ازاء قيمت معين و ثابت بودن ساير عوامل بنگاهها به بازار ارائه مي كند مثلا كفته مي شود عرضه اتومبيل 200’000 دستگاه در سال است . عوامل موثر بر عرضه : مقدار عرضه بنگاهها بستگي به قيمت كالا ، قيمت ساير كالاها ، هزينه هاي توليد TC ، تكنولوژي توليد T ، انتظارات و ..... خواهد داشت اگرQXS مقدار عرضه باشد مي توان نوشت : QXS=F(PX.PY.TC.T.E) PX : قيمت كالا PY: قيمت ساير كالاها TC : هزينه هاي توليد T : تكنولوژي E : انتظارات تابع عرضه : اگر بجز قيمت كالا ساير عوامل را ثابت فرض كنيم خواهيم داشت : QXS=F(PX) كه به اين رابطه تابع عرضه اطلاق مي شود . بنابراين تابع عرضه تابعي است كه رابطه مقدار عرضه يك كالا و قيمت كالا را با فرض ثابت بودت ساير عوامل نشان مي دهد . تابع عرضه را مي توان به شكل جدول ، منحني و معادله نشان داد . مثال : فرض كنيد تابع عرضه يك توليد كننده انفرادي براي كالاي X عبارت است از QXS=-40+20PX با فرض ثابت بودن ساير عوامل جدول عرضه و منحني آن را رسم نمائيد . Qx Px 0 2 20 3 40 4 60 5 توضيح : منحني عرضه داراي شيب مثبت مي باشد يعني رابطه قيمت و مقدار عرضه رابطه اي مستقيم است . تغيير در عرضه به دو دسته تقسيم مي شود : 1. تغيير در مقدار عرضه : تغيير در مقدار عرضه كه به دليل تغيير در قيمت كالا صورت مي گيرد و با حركت در روي منحني عرضه نشان داده مي شود مثلا با افزايش قيمت از 2 به 3 در مثال قبل مقدار عرضه از 0 به 20 افزايش مي يابد 2. تغيير در عرضه : به دليل تغيير در عواملي بجزء قيمت كالا صورت مي گيرد به عبارت ديگر عواملي كه در رسم منحني عرضه ثابت نگه داشته ايم مثل هزينه هاي توليد ، تكنولوژي و .... كه اگر اين عوامل تغييركنند باعث جابجائي منحني عرضه مي گردند . اين تغييرات به تغيير در عرضه معروف است . به عنوان مثال اگر هزينه هاي توليد افزايش يا تكنولوژي توليد ضعيف گردد منحني عرضه به سمت چپ منتقل مي شود . ( كاهش عرضه ) و اگر هزينه هاي توليد كاهش و يا تكنولوژي توليد بهبود يابد منحني عرضه به سمت راست منتقل مي شود . ( افزايش عرضه ) حالت دوم به سمت راست حالت اول به سمت چپ حالتهاي خاص : منحني عرضه معمولا داراي شيب مثبت است ولي ممكن است عمودي ، افقي و يا داراي شيب منفي نيز باشد . در دوره هاي كوتاه مدت منحني عرضه ممكن است عمودي باشد يا منحني عرضه نيروي كار ممكن است در حالتهاي خاص شيب منفي پيدا نمايد و يا منحني عرضه اي كه رو در روي يك مصرف كننده خاص قراردارد حالت افقي پيدا كند . ( وقتي يك نوع عرضه براي يك عرضه كننده باشد هميشه قيمت ثابت است ) مثال : فرض كنيد تابع عرضه بنگاهي به شرح 2×PX=QXS است مطلوبست : جدول عرضه ؟ منحني عرضه ؟ حداقل قيمتي كه مشوق اين توليد كننده جهت شروع به عرضه كالاي X به بازار مي باشد چقدر است ؟ هر قسمتي كه PX>0 مشوق اين توليد كننده براي عرضه مقادير از كالا به بازار خواهد بود . Qx Px 0 0 20 1 40 2 60 3 80 4 100 5 مثال : فرض كنيد بر اثر پيشرفت تكنولوژي تابع عرضه توليد كننده به صورت QXS1=-10+20PXدر مي آيد . اگر تابع عرضه توليد كننده به صورت QXS=-40+20PX باشد مطلوبست : 1. جدول عرضه اين توليد كننده 2. رسم منحني بر روي يك دستگاه مختصات 3. قبل و بعد از پيشرفت در امر تكنولوژي چه مقدار از كالاي X توسط اين توليد كننده در قيمت PX=4 عرضه خواهد شد . بعد از پيشرفت قبل از پيشرفت QX PX QX PX 10- 1 20- 1 30 2 0 2 50 3 20 3 70 4 40 4 90 5 60 5 S' S Qx Px 100 80 60 40 20 10 5 4 3 2 1 پاسخ قسمت 3 مسئله 1 : منحني عرضه بنگاه A به صورت QXS=-20+PX و منحني عرضه بنگاه B به صورت QXS=-50+PXمي باشد اگر قيمت بازار برابر با 60 باشد عرضه بازار را محاسبه كنيد ؟ QXS=QXSA+QXSB QXS=-70+2PX QXS=-70+2(60) تعداد عرضه در بازار QXS=50 مسئله 2: مقادير زير مربوط به تغيير در مصرف قهوه و چاي يك فرد در خانه اش مي باشد موقعي كه قيمت قهوه افزايش مي يابد ( ساير عوامل ثابت ) نمودار اين تغييرات را نشان و آن را توضيح دهيد ؟ قهوه و چاي دو كالاي جانشين هستند وقتي قيمت قهوه بالا رفت ميزان عرضه كاهش يافت ولي قيمت چاي كه ثابت است ميزان عرضه افزايش يافت . بعد افزايش قبل از افزايش Q P Q P 5 4 3 2 1 30 30 50 20 50 10 40 10 چاي قهوه چاي 50 40 30 20 10 تست ها : در پي افزايش قيمت عوامل توليد : الف .مقدار عرضه كاهش خواهد يافت . ب.درآمد كل توليد كننده كاهش خواهد يافت . ج. منحني عرضه به سمت راست و پائين جابجا خواهد شد . د.منحني عرضه به سمت چپ و بالا جابجا خواهد شد . كداميك از عوامل زير باعث منحني عرضه گوشت و مرغ به سمت راست مي شود : · الف.افزايش قيمت گوشت مرغ · ب.كاهش قيمت گوشت گوسفند · ج.كاهش تعداد توليد كنندگان · د.كاهش نرخ دستمزد كارگران شاغل در مرغداريها اگر هزينه هاي توليد افزايش يابد منحني عرضه : · الف .به سمت راست حركت مي كند · ب.به سمت چپ حركت مي كند · ج.شيب منحني افزايش مي يابد · د.هيچكدام كداميك از عوامل زير باعث تغيير مكان منحني عرضه مي شود : · الف .تغيير در هزينه هاي توليد · ب . تغيير قيمت كالا · ج. تغيير در درآمد مصرف كنندگان · د. تغيير در سليقه مصرف كنندگان اگر كالاي m و كالاي n دو كالاي مكمل يكديگر باشند افزايش درقيمت كالاي n منجر به : · الف . افزايش قيمت كالاي m مي شود . · ب . افزايش در مقدار فروش كالاي m مي شود . · ج. عدم تغيير در قيمت و مقدار فروش كالاي m مي شود . · د. كاهش در مقدار فروش كالاي m مي شود. پاسخ تست ها : 1. د 2. د 3. ب 4. الف 5. د تعادل : تعادل به وضعيتي اطلاق مي شود كه هيچ انگيزه ، محرك و يا نيروئي براي تغيير رفتار وجود نداشته باشد به عنوان مثال وقتي مهره اي در پايين يك كاسه قرار ميگيرد گفته ميشود آن مهره يا جسم در تعادل است در اقتصاد ، با بحث تعادل زياد سرو كار داريم مثل تعادل بازار ، تعادل مصرف كننده ، تعادل توليد كننده و .... QXS=QXD= شرط تعادل بازار P1 P0 P2 S1 D1 Q0 D2S2 E مازاد عرضه مازاد تقاضا S D شرط تعادل : شرط تعادل در بازار اين است كه عرضه با تقاضا برابر باشد . به عبارت ديگر اضافه تقاضا يا اضافه عرضه وجود نداشته و برابربا صفر باشد . در شكل ذيل E نقطه تعادل Q0.P. قيمت و مقدار تعادل است زيرا در نقطه E ، QXS=QXD مي باشد . اگر به دلايلي قيمت افزايش يابد يعني قيمت از P. به P1 افزايش يابد در نتيجه مازاد عرضه يا اضافه عرضه به ميزان QXS-QXD خواهيم داشت : QXS-QXD ES= در صورت اين مازاد عرضه توليد كنندگان ناچارند براي اينكه كالايشان به فروش برسد قيمت را كاهش دهند . يعني به سمت نقطه تعادل حركت كنند . و همچنين اگر به دلايلي قيمت كاهش يابد يعني از p. به p 2 برسد اضافه تقاضا يا مازاد تقاضا به ميزان QXD-QXS خواهيم داشت : ED=QXD-QXS و به دليل كمبود كالا اجبارا بايد قيمت افزايش يابد يعني باز به سمت نقطه تعادلي حركت كند تا توليد كنندگان بتوانند توليدات خود را عرضه نمايند . در حالت مازاد توانايي رسيدن به نقطه تعادل را تعادل پايدار مي گويند . اما در نقطه P0 چون عرضه و تقاضا برابر است انگيزه يا نيرويي براي تغيير قيمت و تعداد عرضه و تقاضا وجود ندارد . مثال : در بازار كالاي X ، 10000 فرد كه تابع تقاضاي آنها مشابه هم و عبارتست از QXD=12-2PX مي باشد وجود دارد . همچنين 1000 توليد كننده كالاي X كه تابع عرضه آنها مشابه هم و عبارتست از QXS=20PX مي باشد وجود دارد مطلوبست تابع تقاضا و عرضه بازار براي كالاي x ؟ جدول تقاضا و جدول عرضه براي كالاي ط ؟ قيمت مقدار عرضه و مقدار تقاضا در نقطه تعادل ؟ QXd=12-12PX تابع تقاضاي بازار QXd=10000-(12-2PX) QXd=120'000-20'000PX QXS=1000(20PX) تابع عرضه بازارQXS=20'000PX Qs Qx Px 20,000 100,000 1 40,000 80,000 2 60,000 60,000 3 80,000 40,000 4 100,000 20,000 5 120,000 0 6 QXd QXS قيمت در نقطه تعادل 40'000PX=120'000 PX=3 20'000PX=120'000-20'000PX QXS=QXd = شرط تعادل تعداد عرضه QXS=60'000 QXS=20'000×3 مقدار تقاضا QXD=60'000 QXD=120'000×20'000(3) نكته مسئله : شرط تعادل در مثال قبل برقرار مي باشد . زيرا در قيمتهاي بالاتر از قيمت تعادلي مقدار عرضه شده بيشتر از مقدار مورد تقاضا مي باشد در نتيجه بازراري به وجود مي آيد كه موجب مي شود قيمت به سطح تعادلي به سمت پايين رانده مي شود . در قيمت هاي زير سطح تعادلي مقدار تقاضا شده بيشتر از مقدار عرضه شده است در نتيجه به ميزان 40.000 كمبود كالا بوجود مي آيد و اين باعث مي گردد كه قيمت ها به سمت بالا و به سوي سطح تعادلي كشيده شود به اين نوع تعادل تعادل پايدار گفته مي شود . تعادل موقعي ناپايدار است كه جابجا شده از نقطه تعادلي موجب وارد شده نيروهائي در عمليات بازار گردد كه ما را از نقطه تعادلي دوركند اين وضعيت زماني واقع مي شود كه منحني عرضه بازار كالا داراي شيب كمتري نسبت به منحني تقاضاي بازار آن كالا داشته باشد . در حالت ديگري كه منحني هاي تقاضا و عرضه كالا بر هم منطبق شده باشند ما با موقعيت تعادل كم پايدار و يا خنثي روبرو هستيم در صورت رخ دادن چنين وضعي اگراز نقطه تعادلي جابجا شويم اين جابجائي عامل جهت فعال كردن هيچ نيروئي نيست كه بر اثر آن بتوانيم مجددا به موقعيت تعادلي برگرديم . مثال : جدول زير فهرست تقاضا و عرضه بازار كالاي y را نشان مي دهد . مشخص نماييد كه آيا تعادل براي كالاي y پايدار است يا نا پايدار ؟ Qys Qy Py 13,000 9,000 1 10,000 8,000 2 7,000 7,000 3 4,000 6,000 4 1,000 5,000 5 QxS QyD توضيح : نمودار نشان مي دهد كه قيمت تعادلي 3 واحد و مقدار تعادل 7000 واحد است .اگر بدلايلي قيمت كالاي y به 4 واحد افزايش يابد مقدار تقاضا به 6000 واحد خ.اهد رسيد كه كمبود عرضه 2000 واحد را نشان داده مي شود . خود اين كمبود موجب بالا رفتن بيشتر قيمت كالاي y شده كه باز هم از نقطه تعادل دورتر مي شويم و حالت مخالف وضعيت فوق هم موقعي اتفاق مي افتد كه موجب گردد قيمت y به پايين تر از قيمت تعادلي كاهش مي يابد به همين جهت تعادل براي كالاي y ناپايدار است . افزايش و كاهش قيمت كالا ما را از نقطع تعادل دور مي كند . مثال : جدول زير فهرست عرضه و تقاضا و قيمت را نشان مي دهد . آيا تعادل كالاي y پايدار ، ناپايدار و يا كم پايدار است ؟ چرا ؟ Qys Qy Py 13,000 9,000 1 10,000 8,000 2 7,000 7,000 3 4,000 6,000 4 1,000 5,000 5 QxS QyD در قيمت بالاتر ، كاهش قيمت ، قيمت كمتر با افزايش قيمت مي توانيم به حالت تعادل برگرديم . نمودار نشان مي دهد كه نقطه تعادل بازار پايدار است . زيرادر قيمت هاي پايين تر قيمت تعادلي با مازادي از كالاي y مواجه هستيم كه موجب كشيده شدن قيمت به سمت سطح تعادلي ميشود و در قيمت هاي بالاي قيمت تعادلي با كمبودي از كالاي y مواجه هستيم كه موجب پايين آمدن به سطح تعادلي مي شود . تست ها : 1. كداميك از موارد زير باعث افزايش قيمت تعادلي و كاهش مقدار تعادلي كره مي شود ؟ · الف .افزايش قيمت بيشتر · ب. افزايش قيمت كره نباتي (مارگارين ) · ج. آزاد شدن واردات كره · د. كاهش درآمد سرانه 2. در كداميك از موارد زير قيمت تعادلي در بازرا حتما افزايش مي يابد ؟ · الف .درآمد مصرف كنندگان افزايش يابد · ب. دولت به عرضه كنندگان يارانه بپردازد · ج.قيمت كالاهاي مكمل كاهش يابد . · د. قيمت كالاي جانشين و مكمل افزايش يابد . 3. تعادل در بازار با ثبات خواهد بود اگر ؟ · الف . شيب منحني عرضه بيشتر از شيب منحني تقاضا باشد . · ب. شيب منحني عرضه برابر شيب منحني تقاضا باشد . · ج. شيب منحني عرضه كمتر از شيب منحني تقاضا باشد . · د. هيچكدام 4. اگر عرضه در بازار يك كالا در حاليكه در وضعيت تعادل پايدار است كاهش يابد اما تقاضاي بازار بدون تغيير باقي بماند ؟ · الف . قيمت تعادلي كاهش مي يابد . · ب. مقدار تعادلي افزايش مي يابد . · ج. هم قيمت تعادلي و هم مقدار تعادلي كاهش مي يابد . · د. قيمت تعادلي افزايش مي يابد اما مقدار تعادلي كاهش مي يابد . پاسخ تست ها : 1. الف 2. ج 3. الف 4. كشش : تعريف كشش : كشش درصد تغييرات دو متغيير نسبت به يكديگر مي باشند . به طور مثال كشش x به y عبارتست از : كشش را معمولا با حروف E نشان مي دهند . % X درصد تغييرات X % Y درصد تغييرات YE = =
در اقتصاد كشش هاي زيادي را مي توان محاسبه نمود ولي چها كشش زير از كشش هاي بسيار مهم در اقتصاد مي باشد . 1 . كشش قيمتي تقاضا : كشش قيمتي تقاضا عبارت است از در صد تغييرات مقدار تقاضاي كالا به درصد تغييرا ت قيمت كالا . درصد تغييرات مقدار تقاضا E = درصد تغييرات قيمت كالا يا به عبارت ديگر اين كشش نشان ميدهد كه به ازاي 1% تغيير در قيمت كالا تقاضا براي آن چند درصدي تغيير مي كند . اگر اين كشش را به e نمايش دهيم ميتوان نوشت : % Qxd Qxd Px Px Qxd d Qxd Px d Qxd Px % Px E = = × - × از آنجائيكه رابطه QXD (تقاضا ) با PX (قيمت ) رابطه معكوس دارد اين كشش منفي خواهد بود . به همين جهت در بعضي از كتابها يك علامت منفي را در فرمول قرار مي دهند تا كشش قيمتي تقاضا مثبت باشد بنابراين اگر e>1 باشد تقاضا با كشش و اگر e e>1 تقاضا با كشش e e =1 تقاضا داراي كشش واحد است . پس ما بايد بتوانيم به سه روش جدول ، منحني و معادله كشش قيمتي تقاضا را محاسبه كنيم . الف _ اندازه گيري كشش قيمتي تقاضا با استفاده از جدول : Px × d Qxd - e = Qxd d Px اگر جدول تقاضاي زير در دست باشد و بخواهيم كشش قيمتي تقاضا را وقتي از 5 به 4 كاهش مي يابد را محاسبه كنيم خواهيم داشت 1 2 3 4 5 PX 30 25 20 15 10 QXD 5 × 10-15 - e = 10 4- 5 5 × 5 + e = 10 1 %2.5 = 5 e = 2 عدد 5/2 به اين مفهوم است كه به ازاء 1% تغييرات در قيممت كالا مقدار تقاضا 5/2% تغيير مي كند به عبارت ديگر كشش همان واكنش يا حساسيت مقدار تقاضا به قيمت كالاست . توضيح : بايد توجه داشت در تفسير مقدار كشش كل درصد را حتما بايد به كار برد . فرق بين شيب منحني تقاضا و كشش تقاضا دراين است كه شيب تابعي از واحد اندازه گيري است ولي كشش تابعي از واحد اندازه گيري نمي باشد . در مثال بالا شيب منحني تقاضا 5+ است كه ثابت مي باشد ولي كشش در قيمت هاي مختلف تغيير مي كند . كشش ممكن است نقطه اي يا فاصله اي باشد . ب. اندازه گيري كشش قيمت تقاضا به روش هندسي : اگر تقاضا خطي باشد به روش زير كشش قيمتي تقاضا ( برحسب قدر مطلق ) را اندازه گيري مي كنيم . اگر از هرنقطه روي منحني تقاضا خطي بر محور مقدار عمود كنيم فاصله سمت راست تقسيم بر فاصله سمت چپ برابر با كشش در آن نقطه مي شود . Am = OP Qm eA = NA PN OQ PXبنابراين روي هر سه ظلع خط تقاضا مي توان كشش را محاسبه نمود . با توجه به شكل زير قدر مطلق كشش قيمتي تقاضا در نقطه A برابر با : N P A QX Q M پس براي هر نقطه اي مي توان شبيه نقطه A كشش محاسبه كرد . اگر تقاضا خطي نبودو بصورت منحني باشد بايد بر هر نقطه ار منحني خطي مماس نماييم و بعدا شبيه منحني تقاضاي خطي كشش را درآن نقطه اندازه گيري كنيم . يعني كشش قيمتي تقاضاي منحني تقاضا در هر نقطه برابر است با كشش قيمتي تقاضاي خطي كه به آن نقطه مماس مي نماييم . اندازه گيري كشش قيمتي تقاضا از طريق معادله تقاضا : اگر معادله تقاضا بصورت QXD=10-2PX داده شود و بخواهيم كشش را به ازاي PX=4 محاسبه كنيم از طريق زير عمل مي كنيم . نقطه فرض دوم را نقطه بعد از صورت مسئله فرض كنيم . QXD=10-2PX PX=4 QXD=10-2(4) QXD=2 QXD=10-10 QXD=0 PX=5 PX × dQXD e = QX dPX 4 × 0-2 e = 2 5-4 e =-4 e =-2×2 e =2×2 تمرين : با توجه به معادله بالا مشخص كنيد به ازاي چه مقدار كشش برابر1- خواهد بود . PX × dQXD e = QX dPX px × -2 -1 = 10-2px 1 2px -1 = 10-2px PX=10/4=2.5 -2PX=-10+2PX تقسيم بندي كالاها بر اساس كشش قيمتي تقاضا : ∞ =│E │بر اساس كشش قيمتي تقاضا كالاها را مي توان به صورت زير تقسيم بندي نمود : >1│E │اگر >1│E │ باشد كالاي با كشش يا پركشش اگر A = 1│E │اگر = 1│E │ باشد كالاداراي كشش واحد واحد است ∞ =│E │ اگر = 0│E │ باشد كالاداراي كشش واحد واحد است اگر ∞ =│E │ باشد كالاداراي كشش واحد واحد است توضيح : با توجه به نمودار اين نكته روشن است كه يك كالا ممكن است در بعضي از سطوح قيمت با كشش و در بعضي سطوح ديگر بي كشش باشد . تمرين : فهرست تقاضاي بازار در جدول زير و منحني تقاضاي بازار در نمودار داده شده است . مطلوبست كشش را براي حركت از نقطه C به نقطه F و نقطه D وسط F,C : QX PX نقطه 500 7 A 750 6 B 1250 5 C 2000 4 D 3250 3 F 4750 2 G 8000 1 H PC × QF-QC e= QC PF-PC 5 × 3250-1250 e= 1250 3-5 5 × 2000 - e= 1250 -2 4 = 5000 e= 1250 3+5 2 × 2000 - e= 3250+1250 -2 2 e =%4 1.87 = 8000 e= 4500 چون صورت مسئله قيد كرده كه نقطه D وسط نقطه f,c است درنتيجه براي مشخصات PXD/QXD در قسمت دوم مسئله از ميانگين نقطه f,c استفاده مي كنيم . رابطه درآمد كل (TR) با مخارج كل و كشش نقطه اي : TR يا درآمد كل عبارتست از TR=(P×Q) كه به تعبير ديگر مخارج كل مصرف كننده براي كالاي X نيز مي باشد . يك منحني تقاضا كه بصورت خط راست از نقطه وسط به بالا را كشش و از نقطه وسط به پايين بي كشش و در نقطه وسط داراي كشش واحد است . چنين تعميمي در خصوص منحني هاي تقاضاهاي غير خطي وجود ندارد . در حالت خاص موقعي كه منحني تقاضا به شكل هذلولي مستطيلي درمي آيد در هر نقطه اي از آن كشش برابر يك مي گردد . e=1 بدون نظر گرفتن شكل منحني تقاضا موقعي كه قيمت كالائي كاهش مي يابد مخارج كل مصرف كننده (P×Q ) . اگر e>1 باشد افزايش مي يابد . اگر e=1 باشد بدون تغيير باقي مي ماند . اگر e كشش درآمدي تقاضا : كشش درآمدي تقاضا عبارتست از درصد تغييرات مقدار تقاضا تقسيم بر درصد تغييرات درآمد درصد تغييرات مقدار تقاضا eI= درصد تغييرات درآمد % Qx Q x كه اگر آن را با ei نشان دهيم ميتوان نوشت : % Qx Qx i dQx i 100× Qx di Qx % i % i i % i × × = = ei= 100× اين كشش نشان مي دهد كه به ازاء 1% تغيير درآمد مقدار تقاضا چند درصد تغيير مي كند . اندازه گيري كشش درآمدي تقاضا : الف _ اندازه گيري كشش درآمدي تقاضا از طريق نمودار : ei =1رابطه درآمد و مقدار تقاضا را منحني انگل نشان مي دهد . بنابراين كشش درآمدي را مي توان در هر نقطه اي روي منحني انگل شبيه نقطه A اندازه گيري نمود . اگرمنحني انگل خطي باشد و از مبدا مختصات بگذرد كشش در همه نقاط آن برابر با 1 مي باشد . اگر منحني انگل موازي محور درآمدها باشد كشش درآمدي صفر است زيرا با تغيير درآمد مقدار تقاضا تغيير نمي كرد . اگر منحني انگل موازي محور مقدار تقاضا باشد كشش درآمدي آن بي نهايت است . ei =1 ei >1 ei =0 اگر منحني انگل شيب منفي داشته باشد كشش درآمدي منفي است و اگر منحني انگل شيب مثبت داشته باشد كشش درآمدي نيز مثبت خواهد بود . ei =∞ ei ب_ اندازه گيري كشش درآمدي تقاضا از طريق معادله : معادله انگل بصورت I=10+2Q داده شده است . به ازاي I=18 و QX=4 كشش درآمدي را محاسبه كنيد : QX I 4 18 5 20 I × DQX e= QX DI 2.5 = 9 = 18 × 1 e= 4 4 2 ei>1 چون ei بزرگتر از 1 مي باشد يعني محور درآمدها را قطع كرده است . با توجه به مسئله بالا به ازاي چه مقدار كشش برابر4 مي شود ؟ 10+2Q × 1 4= QX 2 10+2QX 4= 2QX 10+2QX 8QX= 10 6QX= 5 = 10 QX= 3 6 تقسيم بندي كالاها بر اساس كشش درآمدي كالاها : اگر ei>0 باشد كالا عادي است . اگر ei>1 باشد كالا لوكس است . اگر اگر ei اگر ei=0 باشد كالاي مستقل از درآمد است . ج . اندازه گيري كشش درآمدي تقاضا از طريق جدول : با توجه به جدول زير كه رابطه مقدار درآمد و تقاضا را نشان ميدهد كشش درآمدي تقاضا هنگامي كه درآمد از 1 به 2 افزايش پيدا مي كند به شرح زير بدست مي آيد : QXD I 10 1 20 2 30 3 2 × 10 ei= 20 1 ei=1 i × DQ ei= Q DI كشش متقاطع تقاضا : ضريب كشش متقاطع تقاضاي كالاي x بر حسب كالاي y يعني exy يعني درصد تغيير در ميزان خريداري شده از كالاي x را درنتيجه درصد تغيير يعني در قيمت y در هر واحد ار زمان اندازه مي گيرد ؟ exy= ∆QX × py ∆Py QX حال اگر exy از صفر بزرگتر يعني شيب باشد دو كالاي x y جانشين هم خواهند بود . exy>0 اگر دو كالاي x,y مكمل هم باشند exy اگر دو كالاي x,y مستقل از يكديگر باشند يا غير وابسته exy=0 خواهد بود . مثال : با توجه به جدول زير مطلبوست كشش متقاطع كالاي x.y و مشخص كنيد دو كالا نسبت به هم چه وضعيتي دارند ؟ چون مي خواهيم وضعيت دو كالا نسبت به هم چگونه است در نتيجه در قسمت py/Qx چه حالت اوليه را بگذاريم چه حالت ثانويه پاسخ از نظر وضعيت كالا يكي خواهد بود . بعد از افزايش قبل از افزايش كالا Q P Q P 30 30 50 20 Y 50 10 40 10 X 30 × 10 eXY= 50 10 30 × 50-40 eXY= 50 30-20 0.6 = 3 eXY= 5 0.6 Exy> در نتيجه دو كالا جانشين هستند . مثال : با توجه به جد.ل زير كشش متقاطع دو كالاي x.y را مشخص و معلوم نمائيد كه دو كالا نسبت به هم چه وضعيتي دارند ؟ Py × E zx = Qx بعد از افزايش قبل از افزايش كالا Qx Py Q P Q P 15 10 20 5 z 50 10 40 10 x 0.4 = 10 × 10 e zx = 10 × 50 _ 40 e zx = 50 5 50 10 _ 5 eXZ= 15-20 × 15 15-10 5 eXZ= -5 = -1 5 Exz در نتیجه دو کالا مکمل هستند كشش قيمتي عرضه : تعريف كشش قيمتي عرضه : كشش قيمتي عرضه برابر است به درصد تغييرات تعداد عرضه كالا تقسيم بر درصد تغييرات قيمت اگر كشش قيمتي عرضه را با es نشان دهيم خواهيم داشت : درصد تغييرات مقدار عرضه كالا es= درصد تغييرات قيمت Px Qxs % Qxs Qxs Px % Px × = es = اندازه گيري كشش قيمتي عرضه : اين كشش را همانند ساير كشش ها مي توان با استفاده از اطلاعات جدول عرضه ، منحني عرضه و يا معادله عرضه محاسبه نمود الف _ اندازه گيري كشش قيمتي عرضه با استفاده از جدول : با توجه به جدول زير كشش قيمتي عرضه را وقتي قيمت كالا از 1 به 2 مي رسد مي توان محاسبه كرد . 1 = 2 × 10 e s = 2 × 20 _ 10 e s= 20 1 20 1 _ 2 كشش قيمتي عرضه برابر با 1 است و اين بدان معني است كه به ازاء 1% تغيير در قيمت مقدار عرضه كالا نيز 1% تغيير مي كند . كشش قيمتي عرضه را مي توان بصورت نقطه اي و فاصله اي محاسبه نمود . S Aب_ اندازه گيري كشش قيمتي عرضه با استفاده از نمودار : اگر بخواهيم كشش قيمتي عرضه را در نقطه A محاسبه كنيم خواهيم داشت : mQ 1 es= oQ 1 m Q1 و براي بدست آوردن كشش قيمتي عرضه براي ساير نقاط بر روي منحني عرضه نيز شبيه نقطه A عمل مي كنيم . در حالت كلي مي توان حالتهاي مختلف منحني عرضه و كشش قيمتي عرضه را مطابق شكل روبرو خلاصه نمود . e =0 es es=∞ 0 es =1 ج_ اندازه گيري كشش قيمتي عرضه با استفاده از معادله عرضه : اگر تابع عرضه بصورت PX=10+2QX با شد به ازاي QX=4 كشش قيمتي عرضه را مي توان محاسبه نمود . QX=4 PX=10+8 PX=18 e= ∆QX × PX ∆PX QX e= 5-4 × 18 20-18 4 e= 9 4 e= 1 × 18 2 4 نكته : در تابع عرضه QXS=10PX به ازاي همه نقاط آن كشش قيمتي عرضه برابر با 1 است . چون اين تابع از مبدا مختصات مي گذرد در نتيجه es=1 است . نكته : همچنين تابع عرضه Px=2+4Qxs داراي كشش قيمتي عرضه بزرگتر از 1 دارد . زيرا شيب اين تابع مثبت است و اگر آن منحني را رسم كنيم محور قيمت را قطع مي كند بنابراين كشش قيمتي عرضه بزرگتر از 1است نكته : و اگر تابع عرضه بصورت QX=APXN باشد . كشش قيمتي عرضه برابر N خواهد بود . تقسيم بندي كالاها بر اساس كشش قيمتي عرضه : اگر es>1 باشد كفته مي شود كه عرضه كالا با كشش است . اگر es اگر es=1 باشد عرضه كالا داراي كشش واحد اگر es=0 باشد عرضه كالا كاملا بي كشش . اگر es= ∞ باشد عرضه كالا كاملا با كشش است . كشش متقاطع : اين كشش كه به كشش ارتباطي و كشش ضربدري نيز معروف است عبارت است از درصد تغييرات مقدار عرضه يك كالا تقسيم بر درصد تغييرات قيمت كالاي ديگر . اگر py قيمت كالاي y باشد . كشش متقاطع x نسبت به قيمت y برابر است با : exy= ∆QXS × PY ∆QPY QXS تقسيم بندي كالاها بر اساس كشش متقاطع : اگر exy> 1 باشد دو كالا جانشين يكديگر هستند . اگر exy اگر exy=0 باشد دو كالا مستقل از يكديگر خواهند بود . توضيح : هر چه مقدار كشش متقاطع بيشتر باشد ( مثبت باشد ) به معني اين است كه دو كالا جانشين براي يكديگر هستند . تمرين : در هر كدام از توابع انگل زير مشخص كنيد كه كشش درآمدي كالا بزرگتر كوچكتر و يا برابر با 1 است . الف . QX=10+2i ei>1 ب .Qx=-10+2i eiX eiX ei>1 نظريه رفتار مصرف كننده با استفاده از روش مطلوبيت : سوال اصلي مي خواهيم بدانيم كه يك مصرف كننده بودجه محدود خود را چگونه به كالاهاي مختلف تخصيص دهد ( يعني از هر كالا چند واحد خريداري نمايد تا به هدف خود كه حداكثر مطلوبيت است دسترسي پيدا كند . تعريف مطلوبيت : مطلوبيت احساس خشنودي يا رضايت خاطري است كه از مصرف كالاها و خدمات بدست مي آيد . هر چند مطلوبيت قابل اندازه گيري نمي باشد ولي براي درك بهتر فرض بر اين است كه مطلوبيت قابل اندازه گيري است . مطلوبيت كل ، مطلوبيت نهايي و رابطه آنها با يكديگر : مطلوبيت كل : مطلوبيتي است كه از مصرف كالا يا خدمتي بدست مي آوريم كه آن را TU نشان مي دهيم . مطلوبيت نهايي : مطلوبيتي است كه آخرين واحد كالا ايجاد مي كند كه آن را با mu نشان مي دهيم . يك فرد كلاي خاص را بدين سبب تقاضا مي كند كه مصرف آن كالا براي او رضايت يا مطلوبيت حاصل كند . هر قدر واحدهائي از يك كالا كه مورد مصرف فرد در واحد زمان قرار گيرد بيشتر باشد مطلوبيت كل او هم كه بدست مي آيد بيشتر است . در نتيجه مطلوبيت كل افزايش مي يابد . اما مطلوبيت نهايي يا مطلوبيت اضافي بدست آمده از مصرف هر واحد از مصرف كالا معمولا كاهش مي پذيرد در بعضي از سطوح مصرف مطلوبيت كل فرد كه ناشي از مصرف كالا مي باشد به حداكثر خواهد رسيد كه در همين سطح مطلوبيت نهايي او صفر خواهد بود . اين سطح را نقطه اشباع مي گويند . max mu TU QX 0 0 0 10 10 1 8 18 2 6 24 3 4 28 4 2 30 5 0 30 6 -2 28 7 با توجه به جدول بالا ستون جدول 2 فهرست مطلوبيت كل ( (Tu يك فرد مفروض را از مختلف مقادير كالاي x در واحد زمان را بدست مي دهد . بايد توجه داشت كه تا رسيدن به نقطه اي خاص هر قدر فرد در واحد زمان واحدهاي بيشتري از كالاي x مصرف كند Tux افزايش مي يابد . و ستون 3 جدول بالا فهرست مطلوبيت نهايي اين فرد از تعداد كالاي x را نشان ميدهد . هر عددي در ستون 3 از تفاضل 2 عدد متوالي در ستون 2 بدست آمده است . بعنوان مثال اگر مصرف فرد از كالاهاي x از 0 به 1 واحد برسد . مطلوبيت كل او از 0 به 10 مي رسد و مطلوبيت نهايي او برابر 10 خواهدبود (0-10) و به نحو مشابه اگر مصرف كالاي x از 1 واحد به 2 واحد افزايش يابد مطلوبيت كل از 10 به 18 واحد افزايش و مطلوبيت نهايي برابر با 8 حواهد بود (10-18) يعني كاهش يافته است . اگر مطلوبيت كل و مطلوبيت نهايي مندرج در جدول را رسم كنيد منحني هاي مطلوبيت كل و مطلوبيت نهايي مندرج در جدول را رسم كنيم و منحني هاي مطلوبيت كل و مطلوبيت نهائي بالا بدست خواهد آمد . تست ها : 1. اگر ضريب كشش قيمتي ارتباطي ( متقاطع ) براي دو كالاي a ,b برابر با 2- باشد ميتوان گفت كه اين دو كالا نسبت به يكديگر ................ هستند . · الف مكمل · ب.جانشين · ج. بي تفاوت · د. نامربوط 2. اگر تابع عرضه يك توليد كننده به صورت QX=10+PX باشد كشش عرضه در تمامي نقاط آن برابر با .... است . · الف. 0 · ب. 1 · ج.عددي كوچكتر از 1 · د. عددي بزرگتراز 1 3. كشش قيمتي تقاضا براي منحني تقاضاي موازي : · الف. حتما برابر است · ب . مطمنا منفي است · ج.براي قسمتي بالاتر و لزوما بيشتر است . · د. در برخي از نقاط ميتواند با يكديگر برابر باشد . 4. كالاي كشش ناپذير كالائي است كه : · الف . كشش قيمتي آن برابر با 1 باشد . · ب. كشش قيمتي آن برابر با 1- باشد . · ج. كشش قيمتي آن برابر با 0 است . · د. هيچكدام 5. تابع تقاضاي P = 100-2Q به ازاي مقدارهاي ...... قيمت هاي ....... با كشش است . · الف .كمتر از 25 ، بيشتر از 50 · ب. بيشتر از 25، كمتر از 50 · ج. كمتر از 25، بيشتر از 100 · د. بيشتر از 25، بيشتر از 50 6. با توجه به شكل مقابل كدام تابع تقاضا داراي بيشترين كشش بر حسب قدر مطلق است . · الف . D1 · ب . D2 · D3ج. D3 · D2د.مساوي هستند D1 Q1 7. تابع تقاضاي خطي داراي كداميك از خواص زير است ؟ · الف . شيب ثابت ، كشش متغير · ب. كشش ثابت ، شيب متغير · ج. شيب و كشش متغير · د. شيب و كشش ثابت 8. كشش متقاطع دو كالاي مكمل ....... و كشش متقاطع دو كالاي جانشين ........ است . · الف . منفي و مثبت · ب. مثبت و منفي · ج. منفي و منفي · د. مثبت و مثبت 9. كشش متقاطع دو كالاي جانشين x . y عدد 3 و كشش متقاطع دو كالاي x .z مي باشد بنابراين : · الف . x .y نسبت به x.z بيشتر جانشين است . · ب. .x .y نسبت به x.z كمتر جانشين است . · ج. x .y نسبت به x.z جانشين مي باشد . · د. . x .y نسبت به x.z مكمل مي باشد . 10. كشش خطي تقاضا بين دو نقطه a .b در صورتي كه در نقطه A قيمت 100 و مقدار تقاضا 100.000 و در نقطه B قيمت 90 و مقدار تقاضا 110.000 باشد برابر است با : · الف . منفي 1/1- · ب. منفي 1- · ج. 0/9- · د.8/0- 11. بنگاهي در حال حاضر10'000 واحد از محصول خود را در هر ماه مي فروشد . اگر قيمت محصول را ار 1'000 به 900 ريال كاهش مي دهد در صورتيكه كشش قيمتي تقاضاي محصول 5/1- باشد مقدار فروش تا چهميزان افزايش مي يابد ؟ · الف . 11'000 · ب. 11'500 · ج. 5'800 · د. 10'500 12. اگر كشش ضربدري تقاضا (متقاطع ) براي دو كالا برابر با 1.5 باشد : · الف . مكمل هستند · ب. جانشين هستند . · ج. با كشش هستند ژ · د. مستقل از يكديگر هستند . 13. اگر تابع عرضه به صورت QX=2PX باشد به ازاي هر قيمت و يا مقداري : · الف . كشش بزرگتر از 1 · ب. كشش برابر واحد است · ج. كشش كوچكتر از 1 · د . هيچكدام پاسخ تست ها : 1. الف 2. ج 3. ب 4. ج 5. الف 6. ج 7. الف 8. الف 9. ب 10. ج 11. ب 12. ب 13. ب از آنجائيكه مطلوبيت نهايي به عنوان تغيير در مطلوبيت كل بر اثر تغيير در مصرف يك واحد تعريف گرديده است هر مقدار مربوط به mux در نقطه مياني بين دو سطح از مصرف در قسمت نمودار b ثبت شده است . نقطه اشباع mux=0 موقعي حاصل مي شود كه فرد مصرف خود را كالاي x از 5 واحد به 6 واحد افزايش داده است . پائين آمدن منحني بيانگر اصل نزولي بودن مطلوبيت نهائي است . مثال : اگر تابع مطلوبيت كل به صورت Tu =14QX-Q2X باشد تابع mux را بدست آورده و مشخص كنيد كه مطلوبيت كل به ازاي چه مقدار مصرف حداكثر مي شود ؟ TU=14QX-QX2 dtux = mux DQx 14-2QX=0 14-2QX = mux QX=7 2QX=14 تبصره 1 : اگر براي هر نقطه روي منحني Tu خطي مماس نماييم شيب خط مماس برابر با mu در آن نقطه مي شود . تبصره 2 : Tu و mu داراي روابط زير مي باشند : هر گاه mux>0 در حال افزايش هر گاه mux هر گاه mux =0 max تبصره 3 : منحني Tu اشكال متفاوتي مي تواند داشته باشد . منحني هاي بي تفاوتي تعريف : منحني بي تفاوتي مكان هندسي تركيبات مختلف كالاهاست كه مطلوبيت يكساني را براي شخص ايجاد مي كند به همين دليل شخص در انتخاب آن نقاط بي تفاوت است . فرض كنيد شخصي در انتخاب تركيبات مختلف كالاي x , y بر طبق جدول زير بي تفاوت است : يعني هر كدام از تركيبات x . y جدول ( كه گاهي اوقات به نام يك سبد از كالاي x . y ناميده مي شود ) براي اين فرد مطلوبيت كل يكساني را ايجاد مي كند . در نتيجه ششخص در انتخاب آن بي تفاوت است . اگر اعداد جدول را در يك محور مختصات رسم كنيد منحني بدست آمده منخني بي تفاوتي ناميده مي شود كه معمولا آن را با حرف u نشان مي دهند . Y X 10 1 6 2 3 3 1 4 در همه نقاط روي منحني بي تفاوتي مطلوبيت كل يكسان است . منحني هاي بي تفاوتي 4 ويژگي دارد : 1. هرچه از مبدا مختصات دورتر شوند مطلوبيت بالاتري را نشان ميدهند . بعنوان مثال : در شكل روبرو مطلوبيت u1 از u0 بيشتر است . U0 U1 2. منحني هاي بي تفاوتي داراي شيب منفي مي باشند ( يعني نزولي هستند ) از آنجائيكه مطلوبيت كل بر روي منحني هاي بي تفاوتي ثابت است بنابراين اگر از كالاي y كمتر مصرف كنيم مطلوبيت كل كاهش مي يابد . پس بايد از كالاي x بيشتر مصرف كنيم تا مطلوبيت كل افزايش يابد و در نتيجه مطلوبيت كل ثابت بماند 3. منحني هاي بي تفاوتي يكديگر را قطع نمي كنند . اگر منحني هاي بي تفاوتي فردي يكديگر را قطع كند به اين معني است كه در رفتار فرد سازگاري وجود ندارد . در U0 داراي مطلوبيت كل يكسان هستند A.B در U1 داراي مطلوبيت كل يكسان هستند A.C بعنوان مثال سه نقطه A.B.C را در شكل بالا در نظر مي گيريم . يك فرد در تركيب دو نقطه A .B بي تفاوت است زيرا بر روي يك منحني بي تفاوتي قراردارند (U0 ) و همچنين همان فرد در تركيب در نقطه A .C نيز بي تفاوت است پس طبق اصل انتقال پذيري بايد نتيجه بگيريم كه در نقطه C .B نيز بي تفاوت باشند ولي تركيب C بر B ترجيح دارد . زيرا تركيب C از مقدار X به ميزان تركيب B از مقدار Y و تركيب C از مقدار Y بيشتر است به همين دليل تركيب C بر تركيب B ترجيح دارد . به عبارت ديگر اگر منحني هاي بي تفاوتي يكديگر را قطع نمايند در رفتار فرد سازگاري وجود ندارد . 4. منحني هاي بي تفاوتي نسبت به مبدا مختصات محدب مي باشند علت محدب بودن منحنب هاي بي تفاوتي به دليل نزولي بودن نرخ نهائي جانشيني يا MRS مي باشد . نرخ نهائي جانشيني يا MRS : MRS يا قدر مطلق شيب منحني بي تفاوتي است . MRS X.Y نشان ميدهد كه براي بدست آوردن يك واحد از كالاي X چند واحد از كالاي Y را حاضريم از دست بدهيم ، تا در عين حال مطلوبيت كل نيز ثابت بماند و در ضمن همچنان روي همان منحني بي تفاوتي باقي بمانيم . بعنوان مثال ددر جدول روبرو در فاصله مصرف X از 1 به 2 برابر است با عدد 4 4 3 2 1 X 1 3 6 10 Y MRS ميشود تغييرات y به تغييرات x muy = dy = SY MRSYX= mux dx SX 4 = 10-6 1-2 عدد 4 به اين مفهوم است كه اگر اين فرد 4 واحد كالاي y را از دست بدهد و بجاي آن 1 واحد از كالاي x را بدست آورد مطلوبيت فرد تغيير نمي كند . به عبارت ديگر 1 واحد كالاي x براي اين فرد به اندازه 4 واحد از كالاي y مطلوبيت ايجاد مي كند . Mrs معمولا نزولي است . يعني قدر مطلق شيب منحني بي تفاوتي نزولي است پس نتيجه مي گيريم كه منحني بي تفاوتي نسبت به مبدا مختصات محدب است زيرا قدر مطلق شيب منحني بي تفاوتي در حال كاهش مي باشد . mux MRSxy= muy اثبات رابطه MRS : اگر مطلوبيت كل تابعي از مصرف دو كالاي x . y باشد مي توان نوشت : Tu=f(x ,y) از آنجائيكه مطلوبيت كل بر روي منحني هاي بي تفاوتي ثابت است و MRS با فرض ثابت بودن Tu محاسبه ميشود بنابراين تابع فوق يك تابع ضمني است كه مشتق x نسبت به y برابر است با : MRSXY= dx = - ( ∆TU ) = MUX ∆X dy ∆TU MUY ∆Y مثال : اگر Tu=10xy باشد MRSxy و MRSyx را محاسبه كنيد ؟ mux MRSxy= muy مشتق معادله نسبت به x مشتق معادله نسبت به y x = 10x MRSYX= y 10y y = 10y MRSYX= x 10x Muy MRSyx= Mux خط بودجه : خط بودجه مكان هندسي تركيبات مختلف كالا هاست كه بودجه اي بين مي توانيم خريداري كنيم . بعنوان مثال : اگر درآمد i=100 و قيمت كالاهاي x ,y برابر px=1 و py=2 باشد تركيبات زير قابل دسترسي است . كه اگر اين تركيبات را در يك صفحه رسم كنيم خط بودجه يا محدوديت بودجه بدست مي آيد معادله خط بودجه را مي توان بصورت I=PX×X+PY×Y px - = dx - = شيب خط بودجه py dy I=PX×X+PY×Y 100=X+2Y 1 - = PX - = شيب خط بودجه 2 PY 100 0 X 0 50 Y انتقال خط بودجه : انتقال خط بودجه يعني اينكه خط بودجه به شكل موازي به سمت راست يا چپ تغيير مكان دهد . انتقال خط بودجه به دو دليل صورت مي گيرد . الف : تغيير در درآمد و بودجه : اگر درآمد افزايش يابد خط بودجه به سمت راست انتقال مي يابد . اگر درآمد كاهش يابد خط بودجه به سمت چپ انتقال مي يابد . ب. تغيير در قيمت كالاها به يك نسبت : PYاگر قيمت كالاها به يك نسبت كاهش يابد خط بودجه به سمت راست و اگر قيمت كالاها به يك نسبت افزايش يابد خط بودجه به سمت چپ انتقال مي يابد . PX PX PY شرايط تعادل مصرف كننده : تعادل مصرف كننده هنگامي برقرار مي شود كه منحني بي تفاوتي و خط بودجه با يكديگر مماس شود به عبارت ديگر شيب ( قدر مطلق شيب ) منحني بي تفاوتي و خط بودجه برابر شود . در شكل زير نقطه E نقطه تعادل است . خط بودجه محدوديتي است كه مصرف كننده با آن روبرو است يعني تركيبات بالاي خط را نمي توان انتخاب نمود . در عين حال هدف مصرف كننده اين است كه به منحني بي تفاوتي بالاتري برسد زيرا مطوبيت بالاتري بدست خواهد آمد . از سه نقطه A , E , B بهترين نقطه ، نقطه E مي باشد نقطه A,B نقطه تعادل نيست زيرا با همان بودجه ميتوان به منحني بالاتري دست يافت ( نقطه E ) پس در نقطه E شرايط برقرار است زيرا نسبت به نقطه A , B از مطلوبيت بالاتري برخوردار خواهيم شد . بنابراين با توجه به معادله ( خط بودجه ) و منحنب بي تفاوتي Q1 شرط حداكثر شدن مطلوبيت با توجه به شرح بالا عبارتست از : I=PxX+PyY خط بودجه px = mux = فرمول حداكثر شدن مطلوبيت py muy U2 U0 U1 MUX PX PY MUY همان MRS یا قدر مطلق شیب منحنی بی تفاوتی و قدر مطلق شیب خط بودجه است . muy = mux py px توضيح 1. رابطه 1 را مي توان بصورت زير نوشت : نوشت يعني در نقطه تعادل mu هر كالا تقسيم بر قيمت آن برابر با mu كالاي ديگر تقسيم بر قيمت آن كالاست و اگر n كالا داشته باشيم مي توان رابطه زير را داشته باشيم : mun pn mun = …….. = muy = mux = فرمول حداكثر شدن مطلوبيت pn py px px > mux py muy توضيح 2 . در نقطه A شرط 1 برقرار نمي باشد بلكه آن شرط بصورت : برقرار است بنابراين بايد مصرف Z افزايش و نصف Y كاهش يابد تا به نقطه E برسد و در نقطه B برعكس نقطه A بايد عمل كنيم تا به نقطه E برسيم . مثال : اگر Tu=10xy باشد و px=1 و py=2 و i=100 باشد مصرف كننده چند واحد كالاي x و چند واحد كالاي y مصرف كند تا حداكثر مطلوبيت را بدست آورد ؟ 100=X+2Y I=PX×X+Py.Y PX = mux PY muy X=2Y 1 = Y 2 X Y = 10Y = mux X 10X muy 100=2Y+2Y 100=4Y Y=25 X=2Y X=2×25 X=50 Tu=10×25×50 Tu=12500 تغيير در تعادل مصرف كننده : تعادل مصرف كننده به دو دليل تغيير مي كند : 1.تغيير در درآمد 2. تغيير در قيمت يكي از كالاها الف .اثر تغيير درآمد مصرف كننده بر تعادل مصرف كننده : اگر بودجه يا درآمد مصرف كننده كه ميخواهيد صرف دو كالاي x.y نمايد افزايش يابد خط بودجه تغيير مي كند با تغيير خط بودجه تعادل مصرف كننده و بنابراين مصرف دو كالاي x .y تغيير مي كند بنابراين به ازاء هر مقدار درآمد يك نقطه تعادل داريم كه اگر نقاط تعادل مختلف را كه بدليل تغيير در درآمد مصرف كننده ايجاد شده است به يكديگر وصل كنيم منحني درآمد مصرف يا ICC بدست مي آيد . ICCدر شكل زير درآمد ابتدا I0 بوده و نقطه تعادل E0 پس از افزايش درآمد به I1 نقطه تعادل به E1 تغيير پيدا كرده است اگر نقاط تعادل E0 و E1 را به هم وصل كنيم منحني درآمد مصرف يا ICC بدست مي آيد . E0000 E1 اشكال مختلف درآمد مصرف : منحني درآمد مصرف يا ICC اشكال مختلفي ممكن است داشته باشد . يعني صعودي ، نزولي ، افقي ، عمودي و يا تركيبي از اين اشكال باشد . بطور كل ميتوان گفت كه شكل ICC به پست بودن يا عادي بودن كالاها بستگي دارد . اگر هر دو كالا عادي باشد منحني درآمد و مصرف صعودي خواهد بود . اگر هر دو كالا پست باشد منحني درآمد مصرف نزولي خواهد بود . اگر كالاي x مستقل از درآمد باشد منحني درآمد مصرف موازي محور yها خواهد بود . اگر كالاي y مستقل از درآمد باشد منحني درآمد مصرف موازي محور x ها خواهد بود . ب-اگر قيمت يكي از كالاها بر تعادل مصرف كننده : اگر قيمت يكي از كالاها تغيير كند خط بودجه چرخش پيدا كرده و نقطه تعادل زير تغيير مي كند . يعني به ازاي هر قيمتي يك نقطه تعادل داريم . اگر نقاط تعادل را به هم وصل نماييم منحني قيمت _مصرف يا Pcc بدست مي آيد كه نقاط مختلف تعادل مصرف كننده را به ازاي قيمت هاي مختلف نشان ميدهد . پس در همه نقاط روي منحني Pcc شرط تعادل برقرار است در شكل روبرو نقطه تعادل ابتدا E0 بوده و زماني كه قيمت كالاي x از Px0 به Px1 كاهش يافته است در نتيجه خط بودجه به سمت راست چرخش پيداه كرده است و نقطه تعادل از E0 به E1 تغيير نموده است و از اتصال در نقطه تعادل E0 و E1 منحني Pcc بدست آمده است . PCC در اثر تغییر قیمت در کالای x نمودار درآمد جابجا شده است . قیمت کالای y ثابت است تست ها : 1. اگرmux در تعادل 3 برابر muy باشد · الف . مصرف x 3 برابر مصرف y · ب . قيمت كالاي x بايد 3 برابر قيمت كالاي y باشد · ج. قيمت كالاي y بايد 3 برابر قيمت كالاي y باشد . · د. 1 و 3 2. اگر منحني هاي بي تفاوتي به شكل روبروباشد در تعادل مصرف كننده : · U1الف . فقط كالاي x مصرف مي كند . · U0ب. فقط كالاي y مصرف مي كند . · ج.هم كالاي x و هم كالاي y مصرف ميكند . · د. مقدار بيشتري از كالاي x مصرف مي كند . 3. اگر كالاي x مجاني باشد در حالت تعادل مصرف كننده نرخ نهايي جانشيني كالاي x به جاي كالاي y برابر است با : · الف . 0 · ب. بي نهايت · ج. 1 · د. بستگي به مقدار x دارد . 4. اگرTu=20xy2 باشد و I=300 و Px=2 باد تعادل چه مقدار كالاي x مصرف مي شود ؟ · الف . 20 · ب . 50 · ج . 100 · د . 10 5. اگر دو كالا مكمل باشند : · الف . با افزايش درآمد مصرف دو كالا افزايش مي يابد . · ب. با كاهش قيمت يك كالا مصرف دو كالا افزايش مي يابد . · ج. مقدار مصرف كالاها بستگي به نسبت قيمت ها دارد . · د . همه موارد صحيح است . 6. اگر فردي نقطه اشباع نداشته باشد : · الف . مطلوبيت كل هميشه در حال افزايش است . · ب. مطلوبيت نهايي هميشه در حال افزايش است . · ج. مطلوبيت نهايي صفر است . · د. مطلوبيت كل صفر است . 7. مقدار مصرف افراد از كالاي x, y ؟ · الف . بستگي به مطلوبيت نهايي mu كالاها دارد . · ب. بستگي به قيمت كالاها دارد . · ج . بستگي به بودجه افراد دارد . · د. هر سه مورد 8. اگر دو كالا مكمل باشند · الف . منحني درآمد _ مصرف صعودي است · ب. منحني قيمت _ مصرف صعودي است . · ج . منحني درآمد _ مصرف و منحني قيمت _ مصرف بر يكديگر منطبق مي شوند . · د. همه موارد 9. اگر تابع مطلوبيت به صورت TU=Q1Q2+Q1+2Q2 باشد و P1=2 و P2=5 و I=51 باشد در حالت تعادل مقدار مصرف Q1 برابر است با : · الف . 51 · ب. 5 · ج. 13 · د. 4 10. اگر mux= 120 و اگر muy=10px و py=3 باشد در حالت تعادل muy برابر است با : · الف . 20 · ب . 60 · ج . 6 · د . 120 11. در صورتيكه منحني بي تفاوتي مصرف كننده و خط بودجه به ترتيب عبارت باشد از TU=XY و I=10x+5y باشد شيب خط بودجه در محل تماس برابر است با : · الف . 1 · ب . 3 · ج . 2 · د . 4 12. اگر تابع مطلوبيت u=xy و px=py باشد در نقطه تعادل مخارجي كه صرف هر كالا مي كنيم و مقدار مصرف هر كالا به ترتيب ................ است . · الف . برابر . نابرابر · ب . نا برابر . برابر · ج. برابر . برابر · د. نابرابر . نابرابر 13. در يك دنياي دو كالائي اگر Icc منحني درآمد – مصرف نزولي باشد : · الف يكي از كالاها پست است · ب. منحني انگل يكي از كالاها شيب منفي دارد . · ج . يكي از كالاها عاد ي است. · د . موارد 1 و 2 14. اگر mu مثبت و درحال افزايش باشد مطلوبيت كل ..........و ............ فرمايند · الف صعودي ، نزولي · ب . نزولي ، افزايش · ج . صعودي ،كاهش · د. نزولي ،كاهش 15. نرخ نهايي جانشين x به جاي y ( يعني mrs xy) عبارتست از : - dx dy · الف . mux muy · ب . muy mux · ج. · د.. الف و ب 16. مصرف كننده اي با تابع مطلوبيت u= xy و درآمد 1000 واحد پول و بافرض قيمت كالاي x برابر 40 و قيمت كالاي y برابر است با 100 واحد پول قصد دارد مطلوبيت خود را حداكثر سازدچه تركييبي از كالاها را بايد مصرف كند ؟ · الف x=5 y=12.5 · ب x=10 y=6.25 · ج. X=12.5 y=5 · د. X=25 y=2.5 17. اگر بودجه بصورت باشد با دوبرابر شدن قيمت كالاي x خط بودجه كدام است ؟ y=200- 2 x 4 · الف . y=200- 1 x 6 · ب . y=100- 1 x 6 · ج . y=100- 1 x 3 · د. 18. تابع مطلوبيت مصرف كننده اي به صورت u=xy2 مفروض است اگر قيمت كالاي x=10 و قيمت كالاي y=20 و درآمد مصرف كننده برابر با 100 ريال باشد مصرف كننده در نقطه تعادل چه تركيبي از دو كالاي x . y را انتخاب كنيد ؟ · الف x=3 y=3 · ب x=3 4 y= · ج x=6 2 y= · د x=3.3 3.3 y= پاسخ تست ها 1. ب 2. ب 3. الف 4. ج 5. د 6. الف 7. د 8. د 9. ج 10. ب 11. ج 12. ج 13. د 14. الف 15. د 16. ج 17. الف 18. د پاسخ تشریحی : · جواب سوال 9 . I=Px×X+Py×Y معادله خط بودجه 51=2Q1+5Q2 mux = P1 muy P2 Q2+1 = 2 Q1+2 5 5Q2+5=2Q1+4 5Q2=2Q1-1 Q2= 2Q1-1 5 51=2Q1+5Q2 51=2Q1+5 × 2Q1-1 5 51=2Q1+2Q1-1 52=4Q1 Q1=13 وقتی مشتق نسبت به x میگیریم باید از جملاتی بگیریم که ضریب x دارند اگر در جمله ای ضریب x باشد ازآن صرف نظر می کنیم در مسئله وقتی در صورت مشتق نسبت به Q1 می گیریم Q2 ضریبی لز Q1 ندارد پس نمی نوسیم . · جواب سوال 10 _ mux = px muy py 120 = px 10px 3 Px2=36 px=6 muy=10×6 muy=60 · جواب سوال 11- mrs= mux muy mrs= 10 = 2 5 · جواب سوال 12 mux = px muy py x = 1 y X=y · جواب سوال 16_ 100=40x+100y mux = px muy py y = 40 x 100 100y=40x 10y=4x 2x=5y x= 5 y 2 100= 40× 5 y = 100y 2 100=100y+100y 100y=200y y = 100 = 5 200 x = 5 x 5 2 X=12.5 · جواب سوال 18 y2 = 10 2x 20 y2 = 1 2xy 2 2y2=2xy y2=xy x = y2 y X=y 100=10x+20y 100=10y+20y 100=30y y = 10 = 3.3 3 X=3.3
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 18:18 توسط بهداد مسگریان
|
خوشحالم که سایتها و وبلاگهای زیادی درزمینه مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی فعال هستند و این موضوع نمایانگر بالا رفتن حس اشتراک اطلاعات فنی و اطلاع رسانی در علاقهمندان به این رشته ها میباشد.